X
تبلیغات
آرامش

آرامش

چیه روژا نماو!!!؟

وقتي برنده ميشوي، نيازي به توضيح نداري! وقتي مي بازي چیزی برای توضیح دادن

نداری!

هیتلر

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم مرداد 1391ساعت 10:6  توسط زاهد زمانی امرایی  | 

هرکس برای دفاع از حق برخواست ،تو هم برخیز. اگر بنشینی ،حق را تنها رهاکرده ای نه بپاخواسته را!

آبراهام لينكلن

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم مرداد 1391ساعت 10:3  توسط زاهد زمانی امرایی  | 

نامه ابراهام لینکلن به معلم پسرش

به پسرم درس بدهيد
او بايد بداند كه همه مردم عادل و همه آن ها صادق نيستند ، اما به پسرم بياموزيد، كه به ازاي هر شياد، انسان صديقي هم وجود دارد .

به او بگوييد ، به ازاي هر سياستمدار خودخواه ، رهبر جوانمردي هم يافت مي شود .

به او بياموزيد ، كه در ازاي هر دشمن ، دوستي هم هست . مي دانم كه وقت مي گيرد ،

اما به او بياموزيد، اگر با كار و زحمت خويش ، يك دلار كاسبي كند بهتر از آن است كه جايي روي زمين پنج دلار بيابد .

به او بياموزيد، كه از باختن پند بگيرد . از پيروز شدن لذت ببرد . او را از غبطه خوردن بر حذر داريد .

به او نقش و تاثير مهم خنديدن را يادآور شويد .

اگر مي توانيد، به او نقش موثر كتاب در زندگي را آموزش دهيد .

به او بگوييد، تعمق كند ، به پرندگان در حال پرواز در دل آسمان دقيق شود .

به گل هاي درون باغچه و زنبورها كه در هوا پرواز مي كنند ، دقيق شود .

به پسرم بياموزيد كه در مدرسه بهتر اين است كه مردود شود اما با تقلب به قبولي نرسد.

به پسرم ياد بدهيد، با ملايم ها ، ملايم و با گردن كش ها ، گردن كش باشد .

به او بگوييد، به عقايدش ايمان داشته باشد حتي اگر همه بر خلاف او حرف بزنند .

به پسرم ياد بدهيد،  كه همه حرف ها را بشنود و سخني را كه به نظرش درست مي رسد انتخاب كند .
ارزش هاي زندگي را به پسرم آموزش دهيد . اگر مي توانيد به پسرم ياد بدهيد كه در اوج اندوه تبسم كند . به او بياموزيد كه از اشك ريختن خجالت نكشد .

به او بياموزيد كه مي تواند براي فكر و شعورش مبلغي تعيين كند ، اما قيمت گذاري براي دل بي معناست .

به او بگوييد، كه تسليم هياهو نشود و اگر خود را بر حق مي داند پاي سخنش بايستد و با تمام قوا بجنگد . در كار تدريس به پسرم ملايمت به خرج دهيد،  اما از او يك نازپرورده نسازيد .

بگذاريد كه او شجاع باشد، به او بياموزيد كه به مردم اعتقاد داشته باشد توقع زيادي است اما ببينيد كه چه مي توانيد بكنيد.

پسرم كودك كم سال بسيار خوبي است...

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم آبان 1390ساعت 11:48  توسط زاهد زمانی امرایی  | 

محمدحسین‌خان غضنفری آخرین فرزند نظرعلی‌خان (امیر اشرف) حاکم مقتدر لرستان روز پنج‌شنبه ۲۵ مرداد‌ماه در سن ۸۸ سالگی دار فانی را وداع گفت.
محمدحسین‌خان در ۵ فروردین ۱۲۹۹ هنگامی چشم به جهان هستی گشود که خانواده‌ی پدری‌اش بحرانی‌ترین سال‌های زندگی حاکمی محلی را می‌گذراندند. نظرعلی‌خان(نظه) به خاطر کهولت سن اقتدار قبلی خود را از دست داده‌بود. محمدعلی‌خان فرزند ارشد و جوان نظرعلی‌خان برای دست‌یابی به اقتدار قبلی پدر علیه حکومت مرکزی سر به شورش برداشته‌بود.
او تحت عنوان شورش‌گران قوای اسلامی از فرامین دولت مرکزی که درصدد مهار قدرت‌های محلی بود سرپیچی کرد. در جنگی معروف قشون دولتی که به فرماندهی شاه‌بختی برای سرکوب شورش‌گران طرهان آمده‌بودند، در شرق دشت کوهدشت در حلقه‌ی محاصره گرفتار شدند.
قشون دولتی به خاطر نرسیدن آذوقه مجبور به خوردن گوشت اسب‌های خود شدند اما چون قوای دولتی مجهز به توپ‌خانه و هواپیماهای جنگی بود، شورش‌گران طرهانی شکست خوردند. شکست علی‌محمد‌خان پایان حکم‌رانی خانواده‌ی نظرعلی‌خان بر طرهان بود. با این شکست بحرانی‌ترین سال‌های زندگی برای فرزندان نظرعلی‌خان رقم خورد. علی‌محمد‌خان به پایتخت برده‌شد تا تحت‌نظر حکومت مرکزی باشد.
محمد‌حسین‌خان که هنوز بیش‌تر از ۹ سال نداشت، پدر مقتدرش را که به خاطر کهولت ناتوان شده‌بود از دست داد. او هیچ‌گاه نتوانست در آن سال‌ها در قلمرو حکومت پدرش جولان دهد. او و برادران نوجوانش را به دارالتربیه به خرم‌آباد بردند تا به آن‌ها بیاموزند عصر طلایی حکومت‌های محلی پایان یافته‌است. آنان باید به جای حکم‌رانی بر رعایا، مدیریت بر ادارات دولتی را بیاموزند، که این‌چنین نیز شد.
محمدحسین‌خان غضنفری به مسؤولیت‌های دولتی تن داد. او بخشدار ازنا و الیگودرز شد. فرماندار میانه گردید. مدتی سرپرستی شهرداری تبریز را بر عهده گرفت. شهردار خرم‌آباد شد و نماینده‌ی مجلس شورای ملی خرم‌آباد گردید. محمدحسین‌ غضنفری یکی از نمایندگان آخرین دوره‌ی مجلس شورای ملی بود که هیچ‌گاه تا آخرین روزهای انقلاب اسلامی از نمایندگی خود استعفا نداد.
محمدحسین‌ غضنفری از فردای انقلاب تا روز مرگش همواره مورد بی‌مهری مسؤولین محلی زادگاهش بود. هیچ‌گاه به او فرصتی داده‌نشد تا از دانش و تجارب مدیریتش برای توسعه‌ی زادگاهش بهره برده‌شود
+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم خرداد 1390ساعت 20:44  توسط زاهد زمانی امرایی  | 

 

.استیون ویلیام هاوکینگ (به انگلیسی: Stephen William Hawking) (زاده ۸ ژانویه ۱۹۴۲) یک فیزیکدان نظری و کیهانشناس بریتانیایی است که کارهای علمی اش سابقه ای بیش از چهل سال دارد. کتاب‌ها و همایش هایش او را به یک چهره ی محبوب تبدیل کرده است. در حال حاضر، او عضو جامعه ی سلطنتی هنر، یک عضو ثابت جامعه ی اسقفان دانشمند، و در سال ۲۰۰۹ میلادی دریافت کننده ی مدال آزادی از طرف ریاست جمهوری امریکا است.

هاوکینگ برای سی سال پرفسور لوکازیون ریاضیات در دانشگاه کمبریج بود، از سال ۱۹۷۹ میلادی تا یکم اکتبر ۲۰۰۹. او به خاطر کاری‌های که در زمینه ی کیهان‌شناسی و جاذبه کوانتوم انجام داده است، به ویژه در زمینه ی سیاه چاله شناخته شده است. او همچنین موفقیتی در کار کردن بر روی موضوعات مشهور به ویژه با بیان کردن نظریه‌های خودش کسب کرد، علاوه بر همه ی این‌ها کتاب او تاریخ کوتاه زمان که با رکوردی ۲۳۷ هفته ای به عنوان پرفروش‌ترین کتاب در بریتانیا باقی ماند باعث شهرتش شد.

هاوکینگ مبتلا به یک دیستروفی عصبی شدید است، وضعیتی که پس از سال‌ها گسترش در بدنش او را به صورت یک فلج کامل درآورده است.

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم دی 1389ساعت 20:21  توسط زاهد زمانی امرایی  | 

ازقضا روزی اگر حاکم این شهر شدم                    خون صد شیخ به یک مست فدا خواهم کرد

ترک تسبیح و دعا خواهم کرد و                            وسط کعبه دو میخانه بنا خواهم کرد

                                   تانگویند که مستان زخدا بیخبرند

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم آبان 1389ساعت 20:20  توسط زاهد زمانی امرایی  | 

منوچهر وثوق و فردین
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم مهر 1389ساعت 20:48  توسط زاهد زمانی امرایی  | 

لیلا فروهر
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم مهر 1389ساعت 20:47  توسط زاهد زمانی امرایی  | 

عکس جالبی از مرحوم منوچهر نوذری داریوش گوگوش و حمیرا
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم مهر 1389ساعت 20:47  توسط زاهد زمانی امرایی  | 

خدایا تقدیرم را زیبا بنویس.کمکم کن آنچه را که تو زود خواهی من دیر نخواهم وآنچه را که تو دیر .خواهی من زود نخواهم
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم شهریور 1389ساعت 11:35  توسط زاهد زمانی امرایی  | 

و چه سخت است زندگی در سرزمینی که رسیدن سهم کسانیست که نمیدوند و نرسیدن سهم کسانیست که میدوند!!
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم تیر 1389ساعت 11:20  توسط زاهد زمانی امرایی  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم خرداد 1389ساعت 19:5  توسط زاهد زمانی امرایی  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم خرداد 1389ساعت 18:57  توسط زاهد زمانی امرایی  | 

و همچنان .........

مردان کوچک در آرزوی آسایش مردان بزرگ-مردان بزرگ در آرزوی آرامش مردان کوچک-

دختران روستا در آرزوی آزادی دختران شهر و دختران شهر در آرزوی صداقت روستا میمیرند......... 

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم خرداد 1389ساعت 9:4  توسط زاهد زمانی امرایی  | 

گفتم فراموشت کنم شاید روی از خاطرم

شاید ندارد بعد از این باید فراموشت کنم

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1389ساعت 15:14  توسط زاهد زمانی امرایی  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم اردیبهشت 1389ساعت 19:15  توسط زاهد زمانی امرایی  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم اردیبهشت 1389ساعت 19:8  توسط زاهد زمانی امرایی  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم اردیبهشت 1389ساعت 18:56  توسط زاهد زمانی امرایی  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم اردیبهشت 1389ساعت 18:48  توسط زاهد زمانی امرایی  | 

بیمه سه لاس!!!!!!!!!
+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم فروردین 1389ساعت 19:17  توسط زاهد زمانی امرایی  |